1) خدای کتاب مقدس، خدایی است متعال و فراتر از همه موجوداتی که تاکنون شناختهایم. هیچیک از مخلوقاتش را نمیتوان با او مقایسه یا جمع کرد چرا که خداوند به هیچ وجه با مخلوقش یکی نیست زیرا او بالاتر و فراتر از همه چیز است. این خدای متعال را کتاب مقدس به عنوان (خدای پدر) میشناساند. او از ورای آسمانها در قدوسیت کامل بسر میبرد و او نوری است که نمیتوان به آن نزدیک شد. این بُعد متعال و فراتر بودن خدا، خدای پدر است که سرمنشا، خالق و علت غایی محبت، نیکویی و عدالت است. او افزود: "در کتاب مقدس معنای پدر بودن شکل دیگری نیز مییابد چرا که او قومی(اسرائیل) را انتخاب کرده و با آنها ارتباط برقرار کرد، او پدر قوم اسرائیل است و در عهد جدید این خدا با فردی به نام عیسی رابطه صمیمانهای برقرار میکند در این زمان، پدر بودن خداوند، قویتر و غلیظتر به نظر میرسد چرا که عیسی او را پدر خطاب میکند. اما این فقط منحصر به عیسی نیست زیرا که او میخواهد شاگردانش نیز در این رابطه نزدیک با خداوند قرار بگیرند و آنها هم او را پدر صدا بزنند".
سخنران جلسه اشاره کرد: ما باید خدا را به عنوان وجودی بشناسیم که قدوس و پر جلال است و در مقابل او فقط باید تسلیم بود. خدای پدر، یک شخص است و یک شخص همواره روابط شخصی برقرار میکند. خدا نیز این رابطه شخصی را با انسانها برقرار میکند از جمله: محبت، دوستی، رفاقت، احترام، اطاعت، همنشینی. چون او پدری پر از محبت است و با ما رابطه محبتآمیز دارد.
وی ادامه داد: 2) در عین حال این خدا، علاوه بر اینکه خدای متعال است، اما عار ندارد که به مخلوقاتش نزدیک شود و این همان بُعد دوم خدواند است که به مخلوقاتش نزدیک و با آنها متحد شده و در آنها حلول میکند. نهایت این امر آن که با یک شخصیت وارد تاریخ میشود و محبتش باعث میشود که به مخلوقش نزدیک شود و به زمین میآید و در عیسی حلول میکند و بشریت را با خودش یکی میکند زیرا این خدا فقط متعال نیست بلکه در یک شخصیت بشری حلول کرده، زیرا این خدا جور دیگری است. او در عین حال به زمین آمد و با ما انسانها یکی شد. این همان بعد دومی است که خداوند را در عیسی مسیح میبینیم. زمانی که به محبت، قدوسیت و کارهای عجیبش توجه میکنیم، میبینیم که همه اینها در یک انسان (عیسی مسیح) هم روی زمین نمودار است. شاگردان و مردمان وقتی او را میدیدند، همواره اعتراف میکردند که این انسان همانند خداوند بالاست. پطرس این امر را به درستی درک میکند و به عیسی میگوید:"از من دور شو، زیرا که انسانم و گناهکار". او به شکل ما انسانها میشود تا بتواند از درون، وجود ما را تغییر دهد و این بُعد، (خدای پسر) است. او با پدر در رابطه است و میخواهد که ما هم با آن پدر در رابطه باشیم. او آمده تا شرم و گناه ما را در برگیرد. این خدا، خدایی است که در عیسی کنار ما آمده و در گناه ما کنار ما آمده و میگوید حاضرم به روی صلیب همراه تو بمیرم.
سپس او به تشریح بعد سوم خداوند پرداخت و گفت: 3) بعد سوم را هم در عهد عتیق و هم در عهد جدید میتوان یافت. این بعد همان حلول (روحالقدس) است. خدایی که در کمال قدوسیت و محبت حاضر است در قلب ما قرار گیرد و درون ما ساکن شود. خدا در ورای ما (پدر)، در کنار ما (عیسی)، در درون ما (روحالقدس). عیسی می گوید:" کارهایی که من انجام میدهم توسط روحالقدس است".
در خاتمه دکتر مهرداد فاتحی به جمعبندی مباحث مطرح شده پرداخت و بیان داشت:" در کتاب مقدس، خداوند را در سه بعد میشناسیم: 1) پدر 2) پسر 3) روحالقدس. هر کدام از این سه بعد برای خود شخصیت دارند. هر شخصیتی دارای آگاهی، فکر، احساس، اراده و ... میباشد. این ابعاد شخصیتی خداوند از یکدیگر مستقل نیستند که سه چیز متفاوت باشند بلکه هر سه یکی هستند و در وحدت و کثرت با یکدیگر قرار گرفتهاند". وی ادامه داد: کلیسا سعی کرده است تا توضیح دهد که خدا از چه لحاظ سه و از چه لحاظ یکی است و به این نتیجه رسید که خدا از لحاظ شخص و شخصیت سه است ولی از لحاظ ذات و صفات یکی است. یعنی سه شخص پدر، پسر و روحالقدس که سه شخص متمایز از هم هستند؛ در ذات، قدرت، صفات و نیکویی یکی هستند. آنها هر سه در همه اینها با هم شریکند. همچنین این سه شخص در یکدیگر حضور دارند، در هم تنیده اند و در اتحاد با هم عمل می کنند. این سه از ازل تا ابد در یک رابطه عمیق و محبت آمیز بوده اند و ما را خلق کردند تا ما نیز در این محبت آنها سهیم شویم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر