درباره عصمت و معصومیت مریم بنت یهویاقیم ( مادر پربرکت خدا )
پذیرفتن این موضوع در کلیساها همیشه بغرنج و بسیار سخت بوده است اما من نماینده وی می خواهم این ایمان جزمی را توضیح داده و ثابت کنم که حضرت مریم معصوم و دارای عصمت بوده اند . ( کلیسای کاتولیک عصمت و معصومیت مریم باکره را پذیرفته است )
اول باید دو کلمه معصوم و عصمت را توضیح داد .
معصوم : یعنی بی گناه ، بی خطا و خباثت بودن ، و معصومیت چیزی نیست که بتوان آنرا بدست آورد چون همه گناه کارند و قصور کرده اند پس معصومیت خاص و یک عطیه خاص است اگر شخصی خود را معصوم بداند خون مسیح بیهوده ریخته شده است و ایمان مسیحی زیر سوال می رود . خدا دروغگو به حساب می آید چون خود او فرموده است که انسان گناه کار است تمامی انبیا ، پادشاهان و رسولان گناهکار بوده اند .
عصمت : در لغت بمعنای بازداشتن و نگاه داشتن از گناه است. و در لغت عربی به معنای نگاه داشتن، حفاظت و ممانعت است .
1 -عصمت به معنای باز دارندگی از اشتباه در ابلاغ رسالت.
2 - عصمت به معنای باز دارندگی از گناه و معصیت
3 - عصمت به معنای باز دارندگی از هرگونه لغزش و اشتباه
کتاب مقدس دارای عصمت است چون خطاناپذیر، بی عیب و نقص و دارای حقیقت و حقانیت کامل است و در همه چیزهایش هیچگونه اشتباه ندارد
پس می توان گفت پیامبران با جذب شدن روح القدس این عطیه را برای نوشتن کتب مقدس دریافت میکردند تا تمامی نوشته ها خطاناپذیر باشند . ولی این عطا موقتی بود ، چون اگر انبیا این عطیه را بطور دائم میداشتند گناه نمی کردند . و معصوم می شدند و این به ضد کلام خداست و دوباره تاکیید می کنم که همه گناه کرده اند و از جلال خدا قاصر مانده اند . و فقط با فیض مسیح است که می توان به جلال از دست رفته دست یافت . پس عصمت نیز خاص است
حال این دو عطیه به چه شخصهایی داده شده است .
1 – 9 درجه فرشتگان یعنی
1 ) تختها 2 ) کروبیان 3 ) سرافیم
1 ) سروران 2 ) مقامات قدرتها 3 )حاکمان
1 ) سلطنتها 2 ) فرشتگان اعظم 3 ) فرشتگان
2 – به شخص مریم که والاتر از مرتبه های انسانی و مرتبه های 9 گانه آسمان و فرشتگان است .
به غیر از این 2 مورد به هیچ شخص این عطایا داده نمی شود .
معصومیت گروه الف چیزی است جا افتاده اما شخص دوم و معصومیت اش موضوعی نیست که در کتاب مقدس بتوان آنرا واضح پیدا کرد . اما می توان نشانه ها و کلیدهایی برای در این مشکل پیدا کرد که می تواند راه حلی برای کلیساها باشد چون معصومیت مریم متبارک یک اصل جزمی است .
اولین آدم و اولین حوا ( اشخاصی که معصوم بودند اما معصومیتشان را از دست دادند ) :
همه آفرینش میدانند که خدا از خاک برای مدیریت و حکمرانی تمامی زمین و برای جلالش آدم و حوا را آفرید تا در مشارکت وی باشند و زندگی پر از برکت همراه با " اطاعت " از وی را داشته باشند . او آنان را معاون هم ساخت .
ولی با بی اطاعتی آنان آدم و حوا باعث و بانی لعنت و مرگ شدند . و فرزندان تولید شده از آنان نیز گناهکار شدند . و بی اطاعتی به شکل تساعدی افزایش می یافت این بی اطاعتی باعث شد تا مشارکت و ارتباط خدا و انسان از بین رود . و این موضوع باعث بدبختی انسان شد و انسان تباه شد و باید یک آدمی و حوایی دیگر اطاعت را به جا آورده انسان را به وضع اولیه اش یعنی مشارکت و ارتباط با خدا ، حیات ابدی و خوشبختی عالی اش برگرداند .
و این آدم نوین خود خدا بود ولی حوا چه کسی بود ؟ درباره آدم نوین به واضع در عهد جدید نوشته شده است که چه کسی است آن عیسی مسیح است پسر خدا دومین شخص تثلیث بود که انسان شد ولی حوای نوین کجاست چطور می توان صدای وی را از انجیل گوش کنیم و بدانیم که چه کسی است که میتواند حوای خداوند باشد .
اگر انجیل را کندوکاوی کنیم صدای مریم دختر کوچک را می شنویم که می گوید : من کنیز خداوندم بر حسب گفته ات انجام شود . این اطاعت است
هیچ شخصی در انجیل نیست که بتواند حوا باشد به جز شخصی که اطاعت کرد یعنی مریم !!!
با اطاعت مریم بود که مسیح، میوه حیات و نجات بدنیا آمد با اطاعت مسیح خداوند بود که نجات از طریق مرگ و رستاخیزش برای انسان به ارمغان آمد . پس اطاعت نا اطاعتی آدم و حوای کهن را به برکت و خوشبختی تبدیل نمود .
چند گفته از پدران برجسته درباره اینکه مریم حوای نوین را اینجا می نویسم :
1 ) قدیس ژوستین شهید : او که از باکره مولود شد انسان گردید تا آن نافرمانی را که بوسیله مار بوجود آمده بود به همان شیوه ای که آغاز شده بود پایان دهد . زیرا حوا که تا آن زمان باکره ای سالم بود . از سخنان مار فریفته شد و نافرمانی و مرگ را بدنیا آورد . اما مریم باکره با ایمان و شادمانی پر شد . آن هنگام که جبرئیل فرشته این بشارت سرور آمیز را به وی داد که روح خداوند بر او خواهد آمد .... و مریم چنین پاسخ داد : مرا بر حسب سخن تو واقع شود .
2 ) قدیس آمبروز : حوا مادر نسل بشر نامیده می شود اما مریم مادر نجات
3 ) قدیس ژروم : مرگ از طریق حوا ، حیات از طریق مریم
4 ) قدیس افریم : شکوه دوست داشتنی انسان که از طریق حوا از بین رفت از طریق مریم به انسان برگشت
این مار بود که پاشنه حوا را زد این پای مریم بود که مار را لگدکوب کرد
این چند گفته از پدران مقدس برجسته کلیساست که به خوبی نشان می دهند که آنزمان همه مسیجیان قبول داشتند که مریم دختر اطاعت همان حوای نوین و دوم است که مادر نجات و حیات ابدی است .
حال این موضوع چه ربطی به معصومیت وی دارد می خواهم به آدم و حوا قبل از گناهشان برگردم
که خداوند نفس حیات به آدم می دمد و از پهلوی وی زن را می آفریند مرد و زن نیک بودند چون خداوند همه آفرینشش را نیک آفریده بود آنان پاکیزه بودند و معصوم و مشارکت و ارتباطی سالم با خدا داشتند
ولی بعد از گناهشان تمامی این موارد از دست رفت . حال آدم و حوا باعث شدند مرگ و لعنت و درد و رنج وارد شود . ولی می بایست یک آدم و حوایی دیگر می آمد تا بتواند زندگی ابدی و خوشبختی را دوباره برگرداند .
و باید نیکو می بودند. آدم نوین خود خداوند بود که ذاتا" نیک و قدوس بود این آدم با آن آدم این فرق را داشت که آدم اول از خاک سرشته شد اما این آدم خود خدا بود که از آسمان آمد . و حوای دوم نیز باید نیک میشد تا بتواند مادر جمیع زندگان در این زندگی نو باشد . کسی که اطاعت کرده بود باید فرقی بسیار با حوای نا فرمان داشته باشد .
نمی توان گفت که خداوند آدم را با نیکویی برای نقشه اش آفرید اما حوا را برایش فرقی نداشت چگونه آفریده شده باشد پاک باشد یا یک کم گناهکار یا قاطی گناه باشد چون اگر اینچنین می شد مثل این بود که خدا با گناه دوست است و رابطه اش عادلانه نیست اما نه!!! خدا وند قدوس است و از گناه متنفر و به ضد گناه است و گناه را بی سزا نمی گزارد . پس هر دوی ایشان را مقدس آفرید . پس زنی که خود گفته بود که باعث پیروزی بر مار خواهد شد والاتر از حوای گناهکار بایست می شد . و این حوای نوین آورنده حیات و نجات، نیکی و قدوسیت بود حال چگونه می توانست کسی که به چنین مقامی می رسید با گناه چندین هزار ساله و خباثت و تاریکی بدنیا آید و این به ضد حکم خداست که او قدوس است و از گناه متنفر است ( چون خود وی نیز که قدوس است باید از طریق این زن بدنیا می آمد و خدا نمی تواند از شخصی وارد جهان شود که گناهکار باشد پس از قبل اینطوری تصمیم گرفته بود که آن دری که باید وارد این جهان می شد پاک ، مقدس و نورانی باشد ) آدم و حوا را برای این موضوع از باغ و حضورش راند . و حوای جدید باید آفرینشش نیکو می شد و به گفته حضرت دونس اسکوتوس که می گوید : که معصومیت مریم از گناه اولیه خود یک نجات از قبل پیش بینی شده است
نجات مریم به جای اینکه رهایی بخش باشد این است که گناه از او دور باشد . حوای جدید نیز باید از پهلوی آدم دوم و نیک آفریده می شد با این فرق که دومین آدم خود آفریده نبود و خود آفریننده بود و این آفریده شدن مریم از پهلویش همان نیک بودن وی و نجات و دور بودن وی از گناه اولیه و تاریک و مرگبار بود . حوای جدید باید مثل حوای کهن امتحان می شد تا همه آفرینش می دانستند تا حوای نوین موعود اینست. خداوند می دانست که این شخصی که آفریده همان حوای نوین و مادر نجات است ولی گذاشت که آفرینش نیز بفهمد و درک کند . و این در انجیل مثل نور امید نمایان شد . زمانی که مریم می گوید : من کنیز خداوندم بر حسب سخنت واقع شود . این نشاندهنده این بود که همانطور که خدا با حکمت ازلی اش میدانست که حوای اول میوه ممنوعه را براساس بی اطاعتی خواهد خورد و میدانست که حوای نوین دختر امید امتهاست که از کلامش اطاعت خواهد کرد . اولین زن معصوم و نورانی آفریده شده با بی اطاعتی معصومیتی که زمان آفرینش بدست آورده بود را از دست داد ولی دومین زن معصوم و نورانی آفریده شده با اطاعت و فروتنی معصومیت و نورانی بودنش تا ابد برایش باقی ماند .
حال دو حوا را با توضیحات پیش هم قرار داده و تشابهات و تفاوتها را بین این دو حوا را ببینیم
1 ) اولین حوا بخاطر جلال و مشارکت با خدا نیک آفریده شد
دومین حوا بخاطر بازگرداندن مشارکت و جلال خدا که از انسان از بین رفته بود و بواسطه و شایستگی برای پسرش مسیح که دومین آدم بود نیک آفریده شده بود .
2 ) اولین حوا از پهلوی آدم بوجود آمد و از مرد گرفته شد
دومین حوا از معصومیت و نور خداوند آفریده شد و او وجودش را مدیون آدم دوم یعنی مسیح خداوند است چون با وجود خداوند عیسی بود که مریم معصوم و نورانی آفریده شد (و دوما" بخاطر اینکه خدا از وی باید بدنیا می آمد )
3 ) حوای اول دستور خدا را مبنی بر این که میوه ممنوعه را نخورد خورد و سرپیچی کرده و گناه کرد .
حوای دوم پیام خدا را بدون چون و چرا با فروتنی پذیرفت و حیات نصیب انسان گشت .
4 ) حوای اول گناه را خوشنما ، دانش افزا و دلپذیر دید
حوای دوم کلام خدا را خوشنما ، دانش افزا و دلپذیر دید .
5 ) حوای اول شناخت خداوند راستگو را از دست داده و شک در گفتار خدا و شیطان پدید آورد و آخر مهر تائید به دروغ شیطان زد
حوای دوم با فروتنی خداوند را می شناخت و او را دوست داشته گفتار وی را حقیقی و نورانی میدانست و شیطان دروغگو را نیز می شناخت و شناخت خود را در فروتنی خود داشت حوا با غرور شناخت را از دست داد اما مریم با فروتنی و تواضع شناخت خدا را تا ابد به طور کامل نگه داشت .
اگر انسان به این باب و آیه مبارکه سفر پیدایش با دقت نگاهی بیندازد می فهمد که " زن " گفته شده با حوای گناه کار فرق بین آسمان و زمین دارد . ( پیدایش 3 : 15 )
عداوت میان تو و زن می گذارم . عداوت یعنی جنگ ، خشم و ضد بودن با کسی
خداوند می خواهد بفهماند این زن که باید مادر نجات دهنده باشد با شیطان ضدیت و جنگ دارد
یعنی خداوند قبل از آفرینش مریم متبارک میان شیطان و مریم عداوت ، خصومت و ضدیت گذاشته است تا مریم در کمال و تقدس و نیکی آفریده شود چون باید مادر خداوند و نجات دهنده عالم باشد . یعنی خداوند همیشه میان شیطان و مریم عداوت و ضدیت گذاشته است یعنی او مبرا از گناه است اگر ما آیه را اینچنین نیز بخوانیم تفسیری بسیار جالب بدست می آید و من عداوت میان گناه و زن می گزارم یعنی خداوند مریم را برای برنامه پسرش ( دومین شخص تثلیث ) ضد گناه و شیطان می آفریند . چون مریم می بایست حوای دوم نیک باشد .حوای دوم نیکی که از پهلوی آدم نوین و برای آدم نوین بوجود آمده بود .
کلمه Immaculate
کلمه macula در لاتین به معنی گناه اولیه است که ایمانداران کاتولیک ایمان دارند که خداوند مریم را از گناه اولیه دور نگه داشته است که با اضافه شدن immaculate می شود معصوم یعنی کسی که گناه اولیه را ندارد .
کلمه macula از این جمله گرفته شده است . به لاتین
"Tota pulchra es, amica mea, et macula non est in te"
این یک آیه معروف در غزل غزلهاست . 4 : 7
ای محبوبه من ، تمامی تو زیبا می باشد ، در تو عیبی نیست .
و وقتی بی عیب و بی گناه می شود به Immacula تغییر داده می شود .
این کلمه برای مسیح نیز بکار گرفته می شود اما فرق میان استفاده این کلمه برای مسیح و مریم عزرا این است که
مسیح ذاتا" قدوس است و قدوس و بی عیب نیز بدنیا می آید
مریم زیر فیض خدا و بوسیله شایستگی پسرش بی عیب و معصوم است .
( پایان بخش اول )
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر